![]() |
![]() |
|
|
سلام با این که مدتی نتونستم سر بزنم اما امروز به جبران این تاخیر ۱ رباعی و ۱ چهارپاره می گذارم :
جذاب و قشنگ و آسمانی چشمت سرشار طراوت و جوانی چشمت با این که هنوز باورش هم سخت است یک قاتل حرفه ای و جانی چشمت *** آرامش عجیب دلم هستی در لحظه های پر تنش و تاریک در گیر و دار خستگی هر روز وقتی که می شوی تو به من نزدیک
آرامش عجیب منی انگار وقتی تمام پنجره ها سردند وقتی که لحظه های ترک خورده دنبال حرف های تو می گردند
تو شاه راه کوچ پرستویی تنها دلیل پیچش شب بویی همراه توست رقص کبوتر ها با عشق هم جهت ، نه خود اویی
تو نردبان رفتن تا اوجی شیرین ترین ترانه ی آزادی تو بهترین قصیده ی هر روزی می آوری برای دلم شادی
با تو تمام پنجره ها بازند تو آفتاب مشرق اعجازی آری تو ای نماز تمام عمر زیباترین ترنم پروازی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 9:10 توسط معصومه مرادی |
|
|
سلام با چند دو بیتی سراغتون اومدم
بیا انگار بغضم جان گرفته درونم حس یک طوفان گرفته نگاهم خیس اشکی جاودان است دلم اندازه ی باران گرفته *** گرفتم تا سراغی حالی از عشق درونم پر شد از جنجالی از عشق تمام روزهایم رفت بر باد به امید نگاهی خالی از عشق *** برای شهدای گمنام( صلوات )
دلی دریایی و آرام داری نگاهی گرم و بی فرجام داری تمام عشق را فهمیده ای چون فقط چند استخوان بی نام داری |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 11:13 توسط معصومه مرادی |
|
|
سلام . امروز یک شعر به یاد تمام همسران همیشه چشم انتظار شهدا می گذارم . برای شادی روح تمام شهدا سه صلوات می فرستیم
همیشه خاطرات من گم است توی یک پلاک و چشم خیس مادرم همیشه سوی یک پلاک تمام کودکی من گذشت توی کوچه ای که بر سر ورودی اش نوشته کوی یک پلاک تمام کودکی من در این سوال غرق شد چرا همیشه مادرم به روبروی یک پلاک نشسته حرف می زند به آن کسی که نام او به طرز ناشیانه ای نوشته روی یک پلاک و باز لحظه های من پر است از زنی که آه تمام لحظه های او گرفته بوی یک پلاک دوباره پنج شنبه است میان جاده ها گمم به جستجوی یک نشان به جستجوی یک پلاک |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم دی 1390ساعت 10:24 توسط معصومه مرادی |
|
|
باحس و حال محرم واشک هایی همیشه جاری به روزم ای معنی تمامی احساس من عمو خوشبوترین امید گل یاس من عمو
با من بمان عزیز دلم عاشق تو هست گنجینه ی همیشه پر الماس من عمو
با من بمان عزیز و برایم دعا بخوان تفسیر سوره ی فلق و ناس من عمو
تو یوسف قشنگ منی هود و یونسی عیسی مسیح ، حضرت الیاس من عمو
با رفتنت دل همه ی آب ها شکست بندی بزن به این دل حساس من عمو
برگرد من صدای پدر را شنیده ام می گفت زیر لب که تو عباس من نرو
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 18:53 توسط معصومه مرادی |
|
|
رسید از مرزهای خسته ی عشق
به روی دوش های دسته عشق رسید از کوچه های بی قراری شهیدی ب دلی وابسته ی عشق |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 20:57 توسط معصومه مرادی |
|
|
عاشقانه برایت سرودم چشم مرطوب و بارانی ام را می نویسم برای تو هر روز قصه های پریشانی ام را □ راز دلتنگی شاپرک ها گریه های مدام زمستان قلب افسرده ی دره و کوه خستگی کویر و بیابان □ با طراوت تراز صبحگاهان روح سر سبزی باغ و صحرا آشنای نفس های شبنم آسمانی ترین آرزوها □ آفتاب همیشه درخشان غرش رودهای خروشان حسرت لحظه های پیاپی آرزوی لطیف بهاران □
کاش می شد بیایی زمین را دربیاری از این خواب سنگین نور باران کنی آسمان را با قلم های زیبای رنگین □ کاش می شد برقصانی از نو پیچک خسته را روی دیوار مست سازی تمام زمین را از شراب طربناک دیدار □ کاش می شد بیایی برایم قصه ای از طراوت بخوانی قلب پژمرده و خسته ام را لایق با تو بودن بدانی □ عاشقانه برایت سرودم چشم مرطوب و بارانی ام را می نویسم برای تو هر روز قصه های پریشانی ام را
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 11:18 توسط معصومه مرادی |
|
|
چقدر تشنه اشک های توام وقتی می باری
و چقدر دلتنگ فریادت وقتی می غری ببار آسمان ببار لبهام ترک خورده اند من مدتهاست داغدار بی عصمتی حوایم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 13:43 توسط معصومه مرادی |
|
|
باد می آید و هو هو کنان خبری آورده است
هو او هو او در راه است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 8:18 توسط معصومه مرادی |
|
|
هر وقت که اسب عشق را می رانم
در گردنه نگاه تو می مانم این قدر مرا به مرگ تهدید نکن من عاقبت عشق تو را می دانم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 8:6 توسط معصومه مرادی |
|
|
وقتی آسوده و آرام در آغوش مهربانت رها می شوم
وقتی بی واهمه از هر نگاه که چشمهای مشتاقم را بپاید زیبائی هایت را خیره می نشینم وقتی با تمام احساس بر روی سینه پر صلابتت دراز می خوابم گوئی تمام دلتنگی ها و غصه هایم تمام حسرت ها و آرزوهایم پایان می یابند من با تو به اوج می رسم و در تو فرود می آیم و تا آخرین فرصت زیستن پایبند مهربانی هایت خواهم ماند . عشق من یگانه عشق من زمین |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 9:42 توسط معصومه مرادی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
معصومه مرادی
متولد1362 -شیراز دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی تالیفات : با اسلیمی های گنبد نیلی - به همکاری مرضیه مرادی |
| پیوندها |
|
مرضیه مرادی ( عشق مشکلی که ساده اتفاق می افتد ) از سجاده تا ملکوت کوثر سادات ( دریا چشم های من است ) دخترم مهدیه ( مانند گل ها زیبا ) شهرام میرزایی محمد مرادی نصاری sasha |
|
RSS
|